37 سال پیش به صلای الله اکبرها مردمانی هوای پر زدن در افقی تازهبرداشتند. پیرمردی با لباس اساطیری از دل دیروز آمد و با دست خالی دورهای ازجاهلیت را شکست و مشتی مفاهیم متروک و غریب را از زیر قبر و غبار بیرون کشید ودوباره بر سر زبانها انداخت از قبیل معنویت و ساحت غیب و چه میدانم همین کلامهایکهنهای که زیر آوار اعداد و علم دفن بود یا تحت سلطهی حسابگری و سلطنت شهوتاسیر. روحالله بود در کالبد زمان.انقلابش باز پای آسمان را به زمین باز کرده بود. بینظمیای در نظم نیهیلیستی افتاده بود.انقلابش اسلامی بود نه صنعتی.افقش تمدن تکنیکی نبود. غایتش تکنولوژی نبود. حرفها همه حول الله بود. الله اکبر آنروزها شعاری فقط زبانی نبود. خدا در نظرها راستیراستی بزرگتر از آن بود کهوصف شود. بزرگتر از علم. بزرگتر از سلاح. بزرگتر از پول. بزرگتر از هرچیزی کهبزرگ به نظر میرسید. و آزمون بزرگ از راه رسید. جنگ. نه یکبار و دوبار؛ چند دههزاربار فرزندان خمینی مرگ را میراندند و معلوم شد آن اللهاکبرهالغلغهی زبان نبود. شمس گفته بود: چنان دنبال مرگم که شاعر دنبال قافیه. بیدل میگفت: مرد شفا دادن حضرت بخاری مر درماندگان را...
ما را در سایت شفا دادن حضرت بخاری مر درماندگان را دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 3:19